به گزارش زلال؛ در شامگاه دوم فروردینماه؛ زمانی که عطر بهار در دزفول با شمیم معنویت گره میخورد مسجد قدیمی و بااصالت نجفیه، آغوش خود را گشوده بود تا میزبان محفلی باشد برای بازخوانی درسهای معرفت و مرور خاطرات.
در میان جمعیت، چهرههای مشتاقی دیده میشدند که برای شنیدن از «سیدِ عارف» بیتاب بودند. میهمان ویژه این نشست، دکتر محمدرضا سنگری بود؛ سخنوری که کلمات را به زیور ادب میآراید و تاریخ را با نگاهی تحلیلگر روایت میکند. فضا سرشار از سکوتی احترامآمیز بود تا اینکه نوبت به بخش پرسش و پاسخ رسید.
ناگهان از میانههای مجلس، پرسشی برخاست که گویی حرف دل همه حاضران بود؛
«استاد، از سیدرضا برایمان بگویید؛»
این پرسش، کلید گنجینهای از خاطرات و تحلیلهای ناب شد. دکتر سنگری با شنیدن نام شهید، لحظهای درنگ کرد، گویی در تالار خاطراتش به دنبال واژگانی میگشت که در شأن آن مقام باشد. او سپس لب به سخن گشود و با بیانی شیوا، شروع به ترسیم سیمای معنوی شهیدی کرد که جبهه را به مصلایِ وصال بدل کرده بود.
آن شب، دیوارهای مسجد نجفیه شاهد سخنانی بودند که فراتر از یک سخنرانی معمولی، به کالبدشکافی یک «سلوک سرخ» میپرداخت؛ روایتی که حاضران را با ابعاد ناگفته زندگی و عرفان شهید پورموسوی آشناتر کرد و دریچهای نو به سوی شناخت این شخصیت برجسته گشود.
جهت مشاهده ویدیو زیر را بازدید فرمایید.



