وعده‌ی پدر

بسم الله الرحمن الرحیم

وعده ی پدر
صبا .م. حافظ

پدر متولد ششم اکتبر بود. شب تولدش، شمع پنجاه‌سالگی را میان بگو‌وبخند مادر و بچه‌ها، با طنینِ «بسم‌الله» خاموش کرد. دودِ شمع در هیاهوی کف‌زدن‌های خانواده گم شد. کیک، در چشم‌برهم‌زدنی دهان بچه‌ها را سفید کرد و ظرف‌ها خالی شد.
پدر تفنگش را از پشت مبل برداشت، روی دوش انداخت و همان‌طور که کودکانش را یکی‌یکی در آغوش می‌فشرد، آرام زمزمه کرد: «امشب طوفانی است… شبِ سرنوشتِ اقصی.»
موها و محاسن پدر در همراهی با سال‌های مقاومت، برف‌پوش شده بود. بچه‌ها به وعده‌هایی که گاه دور از دسترس به نظر می‌رسید، خو کرده بودند؛ اما سپیده‌ی فردا که چشم گشودند، صدای لرزان و پرشور گوینده‌ی رادیو از طوفانی می‌گفت که حیثیت صهیونیست‌ها را بر باد داده بود.
این بار، وعده‌ی صادق پدر، طلوع فتح اقصی را در چشم‌ها نزدیک‌تر کرد.

آخرین مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره ما :

سایت زلال تحت نظارت خانواده محترم شهید سیدرضا پورموسوی بروزرسانی می‌شود.

با ما در ارتباط باشید: Seyedrezashahid@gmail.com