خانه » پویش کودکان رضوان
پویش رضوان
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتها بود ارتباط معنوی با آقاسیدرضا نداشتم. بعد از کار شهید نیری، خدا کار شهید حاج ابراهیم عقیل- فرمانده یگان رضوان حزب الله لبنان – را روزی من نمود و این ارتباط روز به روز عمیق تر می شود. بخصوص که شهید عقیل از یک بحران هم مرا نجات داده اند.
اما کار شهید حاج ابراهیم عقیل سخت است و ناگزیر نیاز به پاکسازی ذهنی داشتم .کارهای روی زمین مانده ام باید سر و سامان می گرفت و یکی از آنها کتاب خاطرات آقاسیدرضا بود. همت کردم کتاب را ویرایش کنم و ناشری هم پای کار آمد. مشغول ویرایش بودم که شب جمعه ای آقاسیدرضا به خوابم آمدند.
در بهشت علی بودم و خانه های مقابل بهشت علی ویران شده بود. کودکان بسیاری زیر آوار مانده بودند.
سیدرضا به من گفتند این کودکان را وضو بده.
انگار که تاکید کنند اولویت کتاب من نیست و این کار را انجام بده.
(کتاب دوم به خواست خود شهید تدوین شده .)
در خواب دیدم یک نفر پسربچه ای حدودا دو ساله با موهای مشکی را روی دست گرفت و من او را وضوی کامل دادم.
از خواب پریدم و خواب را ثبت کردم.
خیلی دنبال تعبیر خواب گشتم.مثل ماجرای شال سیاهی که متبرک به ضریح امام رضا علیه السلام شده بود، اما هیچ معبری تعبیر درستی از خوابم نداشت.
آخرالامر آقای دکتر سنگری خواب را تعبیر فرمودند که منظور سیدرضا کار برای کودکان شهید غزه است….
نویسنده کتاب زلال سرکار خانم محمدی