خاطرات دیگر همراهان شهید

خاطرات دیگر همراهان شهید

یاد و خاطره سید رضا در ذهن و خاطر خانواده، دوستان و همراهانش همیشگی است تا جایی که دوستان شهید، سیدرضا را در بین خودشان، یگانه دیده و می بینند و همواره ذکر خاطرات زیبای شهید، زینت بخش محافل آنهاست.

در این صفحه برخی از خاطرات همراهان شهید به نمایش گذاشته می‌شود.

منشأ تمام اتفاق‌های خوب زندگی این شهید یک چیز بود

روایتگر: سید زمان پورموسوی برادر شهید

سیدرضا مکاشفاتی داشت. خیلی فرهنگی و اهل مطالعه بود. قرآن و نهج‌البلاغه می‌خواند. ما بچه‌های مسجد امام جعفر صادق (ع) بودیم و همگی در این مسجد در دوران انقلاب کار می‌کردیم. همه بچه‌هایی که اینجا بودند زمینه سیاسی، فرهنگی و اعتقادی بالایی داشتند. نظام حاکم را کامل می‌شناختند. . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

خاطره ای از لحظه شنیدن خبر شهادت سیدرضا

روایتگر: دکتر غلامرضا اولاد

من و سیدرضا از  پاییز سال ۶۱ و عملیات والفجر مقدماتی باهم رفیق بودیم. رفاقتمان یک‌ دوستی ساده نبود. من و او مثل دو برادر تنی به هم نزدیک بودیم  تا اینکه دو هفته مانده به عملیات والفجر ده ، سیدرضا  در خانه شان در دزفول امانتیِ مهم زندگیش را که خاطراتش از ارتباط با امام عصر روحی فداه بود ، به من سپرد تا . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

سجده عاشقانه

روایتگر: سیدکاظم اسدالله پور (دایی سیدرضا)

من و عمه سیدرضا باهم ازدواج کرده و ساکن اهواز هستیم .سیدرضا گاهی از منطقه جنگی به اهواز و خانه ما می آمد.من هم خیلی به او علاقه داشتم و رابطه عاطفی بین ما ، خیلی خوب بود .یک روز آمد و شب را خانه ما ماند. خواب من سبک هست و با کوچکترین صدایی بیدار می شوم. ساعت دو و نیم سه صبح بیدار شدم . از اتاق آخری خانه که خالی بود صدا می آمد . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

چهره واقعی آدمها رو می بینم!!

روایتگر: محمد جعفر خادم «دوست و همبازی دوران کودکی»

من و سیدرضا همسایه و همبازی بودیم، باهم به بسیج نوجوانان رفتیم. بعد هم هر دو به جبهه رفتیم اما محل خدمتمان فرق می کرد و از یک مسیری به بعد ارتباطمان کم شد.
یک روز دم در خانه بودم . سیدرضا با دوچرخه آمد، از مقابل من رد شود. خیلی عوض شده بود .کاملا تو خودش بود. انگار هیچکس . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

یک وجه مشترک میان همه شهداست

روایتگر: برادر رزمنده حاج رحیم قزلباش

در خصوص خاطرات شهید پورموسوی خدمت برادر رزمنده و جانباز حاج عبدالرحیم قزلباش رسیده بودیم: بخشی از مصاحبه ای که ایشان از همسنگر خود، شهید سیدرضا پورموسوی نقل فرمودند تقدیم می‌گردد: ایشان در ابتدای دیدار و مصاحبه، شعری از میرفندرسکی را درخصوص درک شخصیت شهید پورموسوی برایمان فرمودند: . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

«به پدر و مادر ، اُف نگویید»

روایتگر: برادر رزمنده حاج رحیم قزلباش

بمناسبت چهلم درگذشت رزمنده جانباز مرحوم حاج عبدالرحیم قزلباش، خاطره ای که ایشان از همسنگر خود، شهید سیدرضا پورموسوی نقل می‌کرد تقدیم می‌گردد: توی جبهه سیدرضا پیش نمازمان بود و یکبار که بعداز نماز چند کلامی برایمان سخنی فرمود این بود:

سیدرضا در تفسیر این  . . .

رتبه 5 از 5

 می‌توانید امتیاز دهید

خاطرات همراهان شهید

اگر شما هم از همرزمان شهید هستید و خاطره ای از سید رضا دارید با ما به اشتراک بگذارید

درباره ما :

سایت زلال تحت نظارت خانواده محترم شهید سیدرضا پورموسوی بروزرسانی می‌شود.

با ما در ارتباط باشید: Seyedrezashahid@gmail.com