/

چهره واقعی آدمها رو می بینم!!

.

چهره واقعی آدمها رو می بینم!!

خاطره از: محمد جعفر خادم ؛ مدیر سد تنظیمی دز
«دوست و همبازی دوران کودکی»

من و سیدرضا همسایه و همبازی بودیم
باهم به بسیج نوجوانان رفتیم . بعد هم هر دو به جبهه رفتیم اما محل خدمتمان فرق می کرد و از یک مسیری به بعد ارتباطمان کم شد.
یک روز دم در خانه بودم . سیدرضا با دوچرخه آمد ، از مقابل من رد شود . خیلی عوض شده بود .کاملا تو خودش بود. انگار هیچکس را نمی دید. من که از بچگی خیلی به او نزدیک بودم ، دور از جانش احساس می کردم رضا روانی شده. خیلی ناراحت بودم. این حالتهای عرفانی اش را درک نمی کردم. من هم در دنیای جوانی خودم بودم.
بهش گفتم : رضا بمون.
ایستاد. گفتم: رضا ما خیلی با هم دوست بودیم، چرا اینقدر از ما دور شدی؟ می خواهیم بریم کنار رودخونه با دوست هایی که با هم بودیم، تو هم بیا باهم بریم.
نگاهم کرد گفت: من نمی‌تونم بیایم. من نمی‌شه بیام.
گفتم چرا نمی شه بیای؟! ما خودمونیم غریبه ای نیست. کار بدی نمی کنیم. کنار آب ناهاری بخوریم، دور هم باشیم.
خدا شاهده اینو بهم گفت آنقدر به من اعتماد داشت گفت: محمد من چهره واقعی آدمها رو می بینم نمی‌تونم باهاتون بیام.
بعدها متوجه شدم در بین افرادی که با ما در بچگی همبازی بودند و قرار بود در آن دورهمی باشند، بعضی‌هایشان انحرافاتی پیدا کرده بودند، ولی پنهان بود. ما کنجکاو نبودیم، اصلا اطلاعی هم نداشتیم، اما سیدرضا با چشم برزخی باطن آنها را می دید.

هدیه به روح بلندش صلواتی بفرستیم

شما می‌توانید امتیاز دهید
[تعداد رای: 3 میانگین: 5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

فهرست مطالب

اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در google

درباره ما :

سایت زلال تحت نظارت خانواده محترم شهید سیدرضا پورموسوی بروزرسانی می‌شود.

با ما در ارتباط باشید: Seyedrezashahid@gmail.com